woolash reviews  ,صنایع دستی اصفهان  ,عکس بازیگران ایرانی  ,دانلود کتاب  ,عطر ادكلن  ,میناکاری  ,ویبره  ,خرید دامنه  ,اخبار روز  ,گن لاغری  ,

سبز مشاور

 ادعيه ها ادعيه ها ادعيه ها .

ادعيه ها

مكان نماز گزار

مكان نمازگزار هفت شرط دارد:
شرط اوّل: آنكه مباح باشد بنا بر احتياط واجب.
مسأله ۸۵۳ ـ كسي كه در ملك غصبي نماز ميخواند اگرچه روي فرش و تخت و مانند اينها باشد، ـ بنا بر احتياط لازم ـ نمازش باطل است، ولي نماز خواندن در زير سقف غصبي و خيمه غصبي مانعي ندارد.
مسأله ۸۵۴ ـ نماز خواندن در ملكي كه منفعت آن مال ديگري است بدون اجازه كسي كه منفعت ملك مال او ميباشد، در حكم نماز خواندن در ملك غصبي است، مثلاً در خانه اجاره‌اي اگر مالك يا ديگري بدون اجازه مستأجر نماز بخواند، نمازش ـ بنا بر احتياط واجب ـ باطل است.
مسأله ۸۵۵ ـ كسي كه در مسجد نشسته، اگر شخص ديگري جاي او را اشغال كند و بدون اجازه‌اش در آنجا نماز بخواند، نمازش صحيح است اگرچه گناه كرده است.
مسأله ۸۵۶ ـ اگر در جايي كه نميداند غصبي است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد، يا در جايي كه غصبي بودن آن را فراموش كرده نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. ولي كسي كه خودش جايي را غصب كرده اگر فراموش كند و در آنجا نماز بخواند، نمازش بنا بر احتياط باطل است.
مسأله ۸۵۷ ـ اگر بداند جايي غصبي است و تصرف در آن حرام است، ولي نداند كه در جاي غصبي نماز خواندن اشكال دارد و در آنجا نماز بخواند، نماز او ـ بنا بر احتياط ـ باطل ميباشد.
مسأله ۸۵۸ ـ كسي كه ناچار است نماز واجب را سواره بخواند، چنانچه حيوان سواري يا زين يا نعل آن غصبي باشد، نماز او ـ بنا بر احتياط واجب ـ باطل است، و همچنين است اگر بخواهد سواره بر آن حيوان نماز مُستحبّي بخواند.
مسأله ۸۵۹ ـ كسي كه در ملكي با ديگري شريك است اگر سهم او جدا نباشد، بدون اجازه شريكش نمي‌تواند در آن ملك تصرّف كند، و نماز در آن ـ بنا بر احتياط واجب ـ باطل است.
مسأله ۸۶۰ ـ اگر ملكي را با پول خمس نداده خريد ولي معامله به نحو كلي في‌الذمه بود همان‌گونه كه غالب معاملات است تصرّف در آن حلال است، و بدهكار خمس پولي است كه پرداخته، ولي اگر با عين پولي كه خمس آن را نداده ملكي بخرد، تصرّف او در آن ملك بدون اجازه حاكم شرعي حرام، و نماز در آن ـ بنا بر احتياط واجب ـ باطل است.
مسأله ۸۶۱ ـ اگر صاحب‌ملك به زبان، اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند كه قلباً راضي نيست، نماز خواندن در ملك او جايز نيست و اگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلباً راضي است، نماز خواندن جايز است.
مسأله ۸۶۲ ـ تصرّف در ملك ميتي كه به زكات يا به مردم بدهكار است، چنانچه منافات با اداي دين او نداشته باشد ـ مثل نماز خواندن در خانه‌اش ـ با اجازه ورثه اشكال ندارد. و همچنين اگر بدهي او را بدهند يا به ذمه بگيرند كه ادا نمايند، يا به مقدار بدهي او باقي بگذارند، تصرّف در ملك او اشكال ندارد حتي اگر موجب تلف شود.
مسأله ۸۶۳ ـ اگر بعضي از ورثه ميت صغير يا ديوانه يا غائب باشند، تصرّف در ملك او بدون اجازه ولي آنها حرام است و نماز در آن جايز نيست، ولي تصرفات معمولي كه مقدمه تجهيز ميت است اشكال ندارد.
مسأله ۸۶۴ ـ نماز خواندن در ملك ديگري در صورتي جايز است كه مالك آن يا صريحاً اجازه بدهد، و يا حرفي بزند كه معلوم شود براي نماز خواندن اذن داده است ـ مثل اينكه به كسي اجازه بدهد در ملك او بنشيند و بخوابد كه از اينها فهميده مي‌شود براي نماز خواندن هم اذن داده است ـ و يا انسان از راه ديگر اطمينان به رضايت مالك داشته باشد.
مسأله ۸۶۵ ـ نماز خواندن در زمين‌هاي بسيار وسيع جايز است هرچند كه مالك آنها صغير و يا مجنون باشد و يا آنكه راضي به نماز خواندن در آنها نباشد، و همچنين در باغ‌ها و زمين‌هايي كه در و ديوار ندارند بي‌اجازه مالك مي‌شود نماز خواند ولي در اين صورت اگر بداند مالك راضي نيست نبايد تصرف كند. و اگر مالك صغير و يا مجنون باشد و يا آنكه گمان به راضي نبودن او داشته باشند، احتياط لازم آن است كه در آنها تصرف نكنند و نماز خوانده نشود.
مسأله ۸۶۶ ـ شرط دوّم: مكان نمازگزار در نمازهاي واجب بايد طوري نباشد كه از شدت حركت مانع از ايستادن نمازگزار و انجام ركوع و سجود اختياري شود، بلكه ـ بنا بر احتياط لازم ـ نبايد مانع از آرامش بدن او باشد و اگر به واسطه تنگي وقت يا جهت ديگر ناچار باشد، در چنين جايي مانند بعضي از انواع اتومبيل و كشتي و قطار نماز بخواند، به‌قدري كه ممكن است بايد استقرار و قبله را رعايت نمايد، و اگر آنها از قبله به طرف ديگر حركت كنند به طرف قبله برگردد و اگر رعايت استقبال قبله دقيقاً ممكن نباشد سعي كند كه اختلاف كمتر از ـ ۹۰ ـ درجه باشد، و اگر اين هم ممكن نباشد در تكبيرة‌الاحرام فقط رعايت قبله را بكند، و اگر اين هم ميسّر نباشد رعايت قبله لازم نيست.
مسأله ۸۶۷ ـ نماز خواندن در اتومبيل و كشتي و قطار و مانند اينها در وقتي كه ايستاده‌اند مانعي ندارد، و همچنين در وقتي كه حركت ميكنند چنانچه به حدي تكان نداشته باشند كه مانع از آرامش بدن نمازگزار شود

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ دى ۱۳۹۷ساعت: ۱۱:۵۱:۵۳ توسط:آمين موضوع:

نماز مسافر

سافر بايد نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط، شكسته به‌جا آورد؛ يعني دو ركعت بخواند:
١ـ آنكه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعي نباشد؛
٢ـ از اول مسافرت، قصد هشت فرسخ را داشته باشد؛
٣ـ در بين راه از قصد خود برنگردد؛
۴ـ قبل از رسيدن به هشت فرسخ از وطن خود يا جايي كه مي‌خواهد ده روز يا بيشتر در آنجا بماند نگذرد؛
۵ـ براي كار حرام سفر نكند؛
۶ـ از صحرانشين‌هايي نباشد كه در بيابان‌ها گردش مي‌كنند؛
٧ـ شغل او مسافرت نباشد؛
٨ـ از شهر خارج شده به حد ترخُّص برسد.
 
تفصيل شروط ذكر شده در مسائل بعدي بيان مي‌شود.
شرط اول: آنكه سفر او كمتر از هشت فرسخ شرعي نباشد.
«١٠٣٢» كسي كه مجموع مسافت رفت و برگشت او هشت فرسخ است، و بخواهد همان روز كه رفته است برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند. و همچنين اگر رفت و برگشت در شب يا در روز و شب باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.
«١٠٣٣» اگر مجموع رفت و برگشت هشت فرسخ باشد، ولي همان روز كه رفته نمي‌خواهد برگردد، بايد نماز را شكسته بخواند و روزه را افطار نمايد، و اگر رفت و برگشت به‌تنهايي هشت فرسخ يا بيشتر باشد، و در بين راه و مقصد، قصد ماندن ده روز نكرده باشد، بايد نماز را شكسته بخواند و روزه را افطار نمايد.
«١٠٣۴» اگر علم يا اطمينان داشته باشد و يا دو نفر عادل بگويند كه سفر او هشت فرسخ است، بايد ترتيب اثر بدهد و نماز را شكسته بخواند، بلكه كافي بودن مطلق گمان، اگرچه اطمينان نداشته باشد، خالي از وجه نيست، و اگر براي او سؤال كردن مشكل نيست و حرج ندارد بايد بنابر احتياط سؤال كند.
«١٠٣۵» اگر دو نفر عادل بگويند سفر هشت فرسخ است و دو نفر عادل ديگر بگويند نيست، بنابر احوط بايد قول دوم را بگيرد و نماز را تمام بخواند و اگر شكسته خوانده اعاده كند، حتي اگر بعداً هم معلوم شود كه هشت فرسخ بوده، مگر اينكه نماز اول را با قصد قربت خوانده باشد كه در اين صورت همان نماز كافي است.
«١٠٣۶» كسي كه يقين دارد سفرش هشت فرسخ نيست، يا شك دارد كه هشت فرسخ هست يا نه، چنانچه در بين راه بفهمد كه سفر او هشت فرسخ بوده، اگرچه كمي از راه باقي باشد، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر تمام خوانده دوباره شكسته به‌جا آورد.
«١٠٣٧» اگر طفل مميزي كه قصد سفر دارد در بين راه بالغ شود، در صورتي كه مجموع حركت از ابتداي سفر هشت فرسخ باشد، واجب است از زمان بلوغ نماز را شكسته بخواند.
«١٠٣٨» اگر دو همسفر يكي معتقد به مقدار مسافت شرعي، يعني هشت فرسخ است و ديگري معتقد است كه هشت فرسخ نيست، بايد هر كدام به وظيفه خود عمل كند و بنابر احتياط واجب هيچ كدام به ديگري اقتدا نكند.
«١٠٣٩» اگر بين دو محلي كه فاصله آنها كمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت‌وآمد كند به‌نحوي كه به حدّ ترخّص برگردد، اگرچه روي هم رفته هشت فرسخ شود، بايد نماز را تمام بخواند.
«١٠۴٠» اگر محلي دو راه داشته باشد، يك راه آن كمتر از هشت فرسخ و راه ديگر آن هشت فرسخ يا بيشتر باشد، چنانچه انسان از راهي كه هشت فرسخ است، به آنجا برود، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر از راه ديگر بدون قصد برگشت برود، بايد تمام بخواند.
«١٠۴١» اگر شهر ديوار دارد، بايد ابتداي مسافت را از ديوار شهر حساب كند، و اگر ديوار ندارد، بايد از خانه‌هاي آخر شهر حساب نمايد.
شرط دوم: از اول مسافرت، قصد هشت فرسخ را داشته باشد، پس اگر به جايي كه كمتر از هشت فرسخ است مسافرت كند و بعد از رسيدن به آنجا قصد كند جايي برود كه با مقداري كه آمده هشت فرسخ شود، چون از اول قصد هشت فرسخ را نداشته، بايد نماز را تمام بخواند، ولي اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود يا چهار فرسخ برود و به وطنش يا به جايي كه مي‌خواهد ده روز بماند برگردد بايد نماز را شكسته بخواند.
«١٠۴٢» كسي كه نمي‌داند سفرش چند فرسخ است، مثلاً براي پيدا كردن گمشده‌اي مسافرت مي‌كند و نمي‌داند كه چه مقدار بايد برود تا آن را پيدا كند، بايد نماز را تمام بخواند، ولي در برگشتن، چنانچه تا وطنش يا جايي كه مي‌خواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ يا بيشتر باشد، بايد نماز را شكسته بخواند، و نيز اگر در بين رفتن مثلاً قصد كند كه چهار فرسخ برود و برگردد، چنانچه رفت و برگشت هشت فرسخ شود، بايد نماز را شكسته بخواند.
«١٠۴٣» مسافر در صورتي بايد نماز را شكسته بخواند كه تصميم داشته باشد هشت فرسخ برود، پس كسي كه از شهر بيرون مي‌رود و مثلاً قصدش اين است كه اگر رفيق پيدا كند، سفر هشت فرسخي برود، چنانچه اطمينان دارد كه رفيق پيدا مي‌كند، بايد نماز را شكسته بخواند و اگر اطمينان ندارد بايد تمام بخواند و احتمال دارد كه مطلق گمان كافي باشد.
«١٠۴۴» كسي كه در سفر به اختيار ديگري است، مانند نوكري كه با آقاي خود مسافرت مي‌كند، چنانچه بداند سفر او هشت فرسخ است، بايد نماز را شكسته بخواند.
«١٠۴۵» كسي كه در سفر به اختيار ديگري است، اگر بداند يا گمان داشته باشد، بلكه اگر احتمال نيز بدهد كه پيش از رسيدن به چهار فرسخ از او جدا مي‌شود و برمي‌گردد، بايد نماز را تمام بخواند.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۲ دى ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۱۸:۴۹ توسط:آمين موضوع:

راههاي موفقيت در آزمونهاي الهي كدام است؟

شكي نيست كه امتحان و آزمايش، يك قانون كلي و سنت دائمي پروردگار است كه براي شكوفا كردن استعدادهاي نهفته و در نتيجه پرورش بندگان صورت مي­گيرد.
 خداوند متعال درآيه 155 از سوره بقره مي فرمايد: «و ليبلونكم بشيئ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين» «قطعا شما را با چيزي از ترس، گرسنگي زيان مالي و جاني و كمبود ميوه­ها آزمايش مي­كنيم و بشارت ده به استقامت كنندگان!»
بي ترديد مواردي كه در آيه فوق به آنها اشاره شده، مثالهايي از امتحانات الهي هستند چرا كه به فرموده علامه طباطبايي امتحان الهي هم از جهت كيفيت، عموميت دارد چرا كه هر آنچه را از اجزا و احوال عالم كه با انسان ارتباط دارد، در بر مي­گيرد و هم از جهت افراد زيرا همه انسانها با اين امتحانات آزمايش مي­شوند چه مومن باشند چه كافر.
با توجه به تنوع امتحانات الهي، راه سربلندي در هر يك، متناسب با آن امتحان است مثلا خداوند ممكن است كسي را با فقر و مصيبت امتحان كند و ديگري را با ثروت وبي نيازي.
 روشن است كه فقير با صبر و توكل خود و غني با عدم غرور و صرف ثروت در راه خدا مي­تواند از اين آزمايش سربلند بيرون آيد.
اما صرف نظر از نوع خاص هر امتحان، مي­توان موارد زير را به عنوان راههاي كلي موفقيت در آزمونهاي الهي نام برد:
الف – صبر
با توجه به اينكه بسياري از امتحانات الهي با بلا و مصيبت همراه هست، مهمترين گام براي پيروزي در اين امتحانات صبر است؛ چنانكه در پايان آيه ذكر شده، صابران مورد بشارت قرار گرفته­اند. نقطه مقابل صبر، جزع و فزع بيش از حد و شكايت از زمين و زمان و اعتراض به مشيت الهي است. در اين باره، سه حديث زيباي زير، با شيوايي تمام، گوياي همين مطلب است:
حضرت علي عليه السلام: عجبت للمومن و جزعه من السقم و لو علم ما في السقم لاحب ان لا يزال سقيما حتي يلقي ربه: در شگفتم از مومني كه بخاطر بيماري ، جزع و فزغ (بيش از حد) مي­كند در حاليكه اگر مي­دانست بخاطر اين بيماري چقدر ثواب داده مي شود، آرزو مي­كرد تا هنگام ملاقات با پروردگارش بيمار باشد. [i]
حضرت علي عليه السلام: الجزع لا يدفع القدر و لكن يحبط الاجر : جزع، قدر الهي را عوض نمي­كند بلكه تنها اجر را از بين مي­برد.
ب – شكر و سپاس از خداوند و اداي حقوق الهي و مغرور نشدن در امتحاناتي كه همراه با نعمت­هاي الهي است مثل اموال و اولاد.
ج – توجه به گذرا بودن حوادث اين جهان و مشكلاتش و اينكه اين جهان گذرگاهي بيش نيست و تقويت اين باور كه (انا لله و انا اليه راجعون).
د – توجه به تاريخ پيشينيان و بررسي موضع آنها در برابر آزمايشهاي الهي، روح انسان را نسبت به امتحانات الهي بسيار آماده مي­كند. مطالعه زندگينامه علماي دين نيز بسيار مفيد است.
ه – توجه به اين حقيقت كه همه اين حوادث در پيشگاه خداوند رخ مي­دهدو او از همه چيز آگاه است نقل شده است كه امام حسين عليه السلام در روز عاشورا فرمود: " هون علي ما نزل بي انه بعين الله" همين كه مي دانم اين امور در برابر ديدگان علم پروردگار انجام مي­گيرد تحمل آن بر من آسان است. [ii]
و – استمداد از نيروي ايمان و الطاف الهي
 كسي كه به لطف الهي باور دارد، به هنگام بروز حوادث، اعتدال خود را از دست نمي­دهد و بي ترديد خداوند نيز روشن بيني بيشتري به آنها مي­دهد.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۲ دى ۱۳۹۷ساعت: ۱۲:۵۳:۱۶ توسط:آمين موضوع:

چهل حديث درباره نماز



1-  امام رضا (عليه السلام) مي فرمايند: نماز، قرباني پرهيزكاران است.
2-  امام جعفرصادق (عليه السلام) مي فرمايند: اول چيزي كه از بنده در روز قيامت بازخواست مي شود، نماز است.
3-  حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) مي فرمايند: خداوند نماز را واجب كرد تا شما را از تكبر و غرور بازبدارد.
4-  رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند: مرز ميان بنده و كفر، ترك نماز است.
5-  امام محمدباقر (عليه السلام) مي فرمايند: نماز در واقع، حقيقت اخلاص و نجات دهنده آدمي از كبر و خودخواهي است.
6-  پيامبرگرامي (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند: نماز، نردبان و ترقي مومن بسوي كمالات است.
7-  امام رضا (عليه السلام) مي فرمايند: نماز بالاترين عبادتي است در پيشگاه خدا كه آن را به نيكوترين صورتي وضع نموده است.
8-  امام علي (عليه السلام) مي فرمايند: برنماز اول وقت بسيار مواظبت كنيد و بدانيد كسي كه نماز خود را ضايع كند پيرو من نخواهدبود.
9-  امام جعفرصادق (عليه السلام) مي فرمايند: هرگاه خواستيد شيعيان ما را بشناسيد آنان را در نماز اول وقت بيازمائيد چگونه برآن مواظبت مي كنند.
10-  امام موسي بن جعفر (عليه السلام) مي فرمايند: اهميت و عظمت نماز در نزد خدا از روز بيشتر است.




11-  رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند: تا زماني كه انسان در حال نماز است با شيطان در ستيز و محاربه خواهد بود.
12-  امام علي (عليه السلام) مي فرمايند: چه بسيار نمازگزاراني هستند كه از نماز خواندن جز خستگي و شب زنده داري بهره اي نبرده اند.
13-  امام جعفرصادق (عليه السلام) مي فرمايند: هنگامي كه انسان نماز مي خواند، بدن و لباس او و هر چيزي كه گرداگرد او وجود دارد ذكر خدا مي گويند.
14-  پيامبر گرامي اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند: كسي كه نماز را از اول وقت بتاخير بياندازد فردا شفاعت من شامل حال او نخواهد شد.
15-  امام علي (عليه السلام) مي فرمايند: بزرگترين سارق آن كسي است كه از نماز خود سرقت كند و به شرايط آن عمل ننمايد.
16-  امام جعفرصادق (عليه السلام) مي فرمايند: هيچ عملي بالاتر از حج خانه خدا به جز نماز نيست.
17-  رسول اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند: نماز، نور و فروغ مومن است.
18-  امام محمدباقر (عليه السلام) مي فرمايند: هر چيزي نشانه و معرف دارد و نشانه دين شما برپا داشتن نماز است شما بكوشيد تا اين نشانه دينتان را تباه و معيوب نسازيد.
19-  امام جعفرصادق (عليه السلام) مي فرمايند: آخرين سفارش و وصيتي كه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) كرد و بدان تاكيد بسيار فرمود برپا داشتن نماز است.
20-  نبي اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مي فرمايند: نماز خود را ضايع و تباه نسازيد كسي كه نمازش را تباه كند فردا جايگاه او با قارون ، هامون و فرعون خواهد بود.


 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۲ دى ۱۳۹۷ساعت: ۱۲:۵۱:۴۶ توسط:آمين موضوع:

اقسام نمازها

نمازهاي واجب و مستحبنمازهاي واجب:      نمازهاي يوميه      نماز طواف خانه‌ي خدا كه پس از طواف خانه‌ي كعبه گزارده مي‌شود.      نماز آيات كه در هنگام پديد آمدن خورشيد و ماه گرفتگي و زلزله و امثال آنها خوانده مي‌شود.      نماز ميت كه بر مرده خوانده مي‌شود.      نماز قضاي پدر و مادر كه بر پسر بزرگتر واجب است.      نمازي كه به واسطه‌ي نذر و عهد و قسم يا به واسطه‌ي اجاره واجب شده است.نمازهاي مستحب، مثل نافله‌هاي شبانه روزي.توجه: نماز‌هاي مستحبي بسيار است و آنها را «نافله» گويند و از ميان نمازهاي نافله، نافله‌هاي شبانه‌روزي بيشتر سفارش شده است. * نوافل يوميه۱. با هر يك از نمازهاي پنجگانه‌ي شبانه‌روزي يك نماز مستحبي هست كه آن را نافله‌ي آن نماز گويند. خواندن اين نافله‌ها بسيار مهم است و ثواب و اجر زياد براي آن ذكر شده است. علاوه بر اينها مستحب است در ثلث آخر شب، نافله‌ي شب بخواند. اين نماز هم داراي خواص معنوي بسيار است و شايسته است بر آن مواظبت شود.۲. نافله‌هاي‌شبانه‌روزي      ۱. نافله‌ي ظهر: هشت ركعت قبل از نماز ظهر.      ۲. نافله‌ي عصر: هشت ركعت قبل از نماز عصر.      ۳. نافله‌ي مغرب: چهار ركعت بعد از نماز مغرب.      ۴. نافله‌ي عشا: دو ركعت بعد از نماز عشا كه نشسته خوانده مي‌شود.      ۵. نافله صبح: دو ركعت قبل از نماز صبح.      ۶. نافله‌ي‌شب: يازده‌ركعت از نصف شب تا اذان صبح و بهتر در ثلث آخر شب.توجه:چون دو ركعت نافله‌ي عشا، يك ركعت حساب مي‌شود، مجموع نافله‌هاي شبانه‌روزي سي و چهار ركعت (دو برابر تعداد ركعتهاي نمازهاي واجب) خواهد بود.          ۳. خواندن نافله‌ي ظهر و عصر پس از اداي نماز ظهر و عصر و در وقت نافله بنابر احتياط (واجب) بايد به قصد قربةً الي الله، بدون قصد ادا و قضا به جا آورده شود.۴. نماز شب يازده ركعت است. هشت ركعت آن كه به صورت دو ركعتي دو ركعتي خوانده مي‌شود نماز شب نام دارد، و دو ركعت آن نماز شفع است كه مانند نماز صبح خوانده مي‌شود، و يك ركعت هم نماز وتر نام دارد كه در قنوت آن استغفار و دعا براي مؤمنين و طلب حاجات از خداوند منان به ترتيبي كه در كتاب‌هاي ادعيه ذكر شده، مستحب است.۵. در نماز شب، سوره و استغفار و دعا به عنوان جزئيت شرط نيست، بلكه‌كافي‌است كه در هر ركعت بعد از نيت و تكبيرةالاحرام، سوره‌ي‌حمد قرائت شود و اگر خواست بعد از قرائت حمد، يك سوره از سوره‌هاي قرآني را هم قرائت كند و ركوع و سجود و ذكر آنها و تشهد و سلام به‌جاآورد.۶. در نماز شب، در تاريكي خواندن و مخفي كردن از ديگران شرط نيست، اما ريا هم در آن جايز نيست. توجه: نافله‌ها را بايد دو ركعت دو ركعت خواند، مگر نماز وتر را كه يك ركعت است، بنابراين خواندن نماز شب به صورت دو نماز چهار ركعتي و يك ركعتي و يك نماز وتر صحيح نيست. نافله‌ها را مي‌تواند نشسته بخواند، ولي ايستاده بهتر است. در سفر، نافله‌هاي ظهر و عصر و عشا ساقط است و نبايد خوانده شود. هر يك از نافله‌هاي شبانه‌روزي، داراي وقت معيني است كه در رساله‌هاي مفصل ذكر شده است 
* مقدار پوشش در نماز۱. مرد بايد در حال نماز عورتين خود را بپوشاند، هر چند كسي او را نمي‌بيند و بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند.۲. زن بايد در موقع نماز تمام بدن و موي خود را با پوششي كه كاملاً بدن را مي‌پوشاند بپوشاند، ولي پوشاندن صورت به مقداري كه شستن آن در وضو واجب است و دستها تا مچ و پاها تا مفصل ساق لازم نيست.توجه: از آنجا كه چانه، جزيي از صورت است، لذا لازم نيست در نماز آن را بپوشاند، ولي پوشاندن قسمت پايين چانه واجب است. پوشاندن پاها تا مفصل ساق در صورتي كه نامحرم حاضر باشد واجب است. هرگاه در بين نماز متوجه شود كه مقداري از موهايش پيداست و فوراً آن را بپوشاند نمازش صحيح است مگر زماني كه ظاهر شدن مو عمدي باشد. اگر نمازگزار بعد از نماز بفهمد كه در نماز پوشش واجب را نداشته، نمازش درست است.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ دى ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۰۵:۳۰ توسط:آمين موضوع:

آثار فردي و اجتماعي حجاب

عادي شدن حجاب :​براي افرادي اين سؤال پيش مي آيد كه در قرن بيست و يكم و در كشورهاي اروپايي نداشتن حجاب امري عادي است و كسي به افراد بي حجاب نگاه نمي كند ،چرا در جامعه اسلامي ايران عده اي جلوي اين امر را ميگيرند؟ عادي شدن گناه دليل بر شرعي بودن و ارزش بودن آن نيست،براي مثال عادي شدن اعتياد در جامعه،دروغ گفتن،نمره پايين گرفتن در مدرسه و... ارزش نيست،نداشتن حجاب هم به ارزش فرد چيزي اضافه نمي كند. ضمن اينكه دنياي غرب با حذف حجاب جلوي فساد را نگرفته است،بلكه در فساد تنوع ايجاد كرده است.يعني نوع فساد جنسي ارتقا پيدا كرده است.شايد نگاه به فرد بي حجاب عادي شده باشد،اما دامنه گناه جنسي افزايش يافته است.

آثارحجاب:سه اثر در حجاب وجود دارد: 
1.اثر فردي 2.اثر خانوادگي 3.اثراجتماعي 
اثر فردي آرامش است،بانويي كه حجاب دارد ،آرامش روحي دارد،به اين موضوع واقف است كه تعلق به خود دارد،و نگاه كسي به دنبال او نيست،ميداند كه گناه اجتماعي نمي كند،مي داند باعث تحريك ديگران نمي شود. 
اثر خانوادگي حجاب استحكام بنيان خانواده است كه باعث آرامش خاطر همسر و فرزندان مي شود،همسر اطمينان و آرامش دارد كه در نبود او بانويش به او تعلق دارد و در نبود او زيبايي هايش را تقسيم نكرده است. 
اثر اجتماعي حجاب سلامت جامعه است،فساد و فحشا در جامعه كم مي شود.


غفلت و شناخت دوست و دشمن:​بزرگترين خطر براي انسان غفلت است،غفلت از خدا،غفلت از معاد،غفلت از جواني،غفلت از استعداد،غفلت از ارزشها،غفلت از كرامت ها،غفلت از دوستان و جامعه،غفلت از محرومين،غفلت از توطئه ها. بزرگترين خطر براي انسان اين است كه انسان غافل باشد،هرچيز و هركس ما را غافل كند،ما را به خطر نزديك كرده و هركس ما را هشدار دهد و ما را از غفلت بيرون آورد،دوست واقعي ماست. 
دوست اول ما خداوند است كه به ما هستي داد و به ما عقل و فكر داد،ما را هدايت كرد،قدرت تشخيص و انتخاب داد،طبيعت را تسخير ما كرد و هم اوست كه كار نيكوي ما را چند برابر مي خرد،عبادت را ده برابر پاداش مي دهد ولي گناه را يكي محسوب ميكند. 
دوست دوم ما پيغمبر عزيزمان است كه با بوسيدن دست دخترش فاطمه زهرا سلام الله عليها در عصري كه دختران را زنده به گور ميكردند،به زنان مقام و ارزش داد،براي زن حق مالكيت،حق رأي دادن،حق تحصيل،حق انتخاب همسر،حق نظارت بر همه امور يعني حق امر به معروف و نهي از منكر قرار داد و زن را مثل مرد براي رسيدن به همه كمالات شايسته دانست.
دوست سوم ما رزمندگان و شهدايي هستند كه با قبول جراحتها،اسارت،شهادت،بي خوابي ها در مرزها و جاده ها و شهرها و روستاها،كشور را امن ساختند تا ما هرشب در منزل به راحتي استراحت كنيم. 
دشمن ما كيست؟ دشمن ما شيطان است كه با وسوسه خود آدم و حوا را فريب داد و آنان را به كاري وادار كرد كه موجب كنار رفتن پوشش بهشتي آنان گرديد.
آري برهنگي اولين برنامه شيطان و اولين نتيجه عصيان انسان بود.برهنگي سيلي الهي است كه اولين سيلي را آدم و حوا خوردند. دشمن ما تفكري است كه زن را براي هوس بازي و تفنن و كاميابي مي خواهد،تصوير او را وسيله تبليغات اجناس خود قرار مي دهد.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۶ دى ۱۳۹۷ساعت: ۱۰:۰۲:۵۵ توسط:آمين موضوع:

احكام جماعت

مسأله ۱۴۴۰ ـ موقعي كه مأموم نيت ميكند، بايد امام را معين نمايد، ولي دانستن اسم او لازم نيست، و اگر نيت كند اقتدا ميكنم به امام جماعت حاضر نمازش صحيح است.
مسأله ۱۴۴۱ ـ مأموم بايد غير از حمد و سوره چيزهاي نماز را خودش بخواند، ولي اگر ركعت اوّل يا دوّم مأموم، ركعت سوّم يا چهارم امام باشد، بايد حمد و سوره را بخواند.
مسأله ۱۴۴۲ ـ اگر مأموم در ركعت اوّل و دوّم نماز صبح و مغرب و عشا صداي حمد و سوره امام را بشنود، اگرچه كلمات را تشخيص ندهد، بايد حمد و سوره را نخواند، و اگر صداي امام را نشنود مستحب است حمد و سوره را بخواند ولي بايد آهسته بخواند، و چنانچه سهواً بلند بخواند اشكال ندارد.
مسأله ۱۴۴۳ ـ اگر مأموم بعضي از كلمات حمد و سوره امام را بشنود، مي‌تواند آن مقداري را كه نميشنود بخواند.
مسأله ۱۴۴۴ ـ اگر مأموم سهواً حمد و سوره را بخواند، يا خيال كند صدايي را كه ميشنود صداي امام نيست و حمد و سوره را بخواند و بعد بفهمد صداي امام بوده، نمازش صحيح است.
مسأله ۱۴۴۵ ـ اگر شك كند كه صداي امام را ميشنود يا نه، يا صدايي بشنود و نداند صداي امام است يا صداي شخص ديگر، مي‌تواند حمد و سوره را بخواند.
مسأله ۱۴۴۶ ـ مأموم در ركعت اوّل و دوّم نماز ظهر و عصر ـ بنا بر احتياط ـ نبايد حمد و سوره را بخواند، و مستحب است بجاي آن ذكر بگويد.
مسأله ۱۴۴۷ ـ مأموم نبايد تكبيرة الاحرام را پيش از امام بگويد، بلكه احتياط مستحب آن است كه تا تكبير امام تمام نشده تكبير نگويد.
مسأله ۱۴۴۸ ـ اگر مأموم سهواً پيش از امام سلام دهد، نمازش صحيح است و لازم نيست دوباره با امام سلام دهد، بلكه اگر عمداً هم پيش از امام سلام دهد، اشكال ندارد.
مسأله ۱۴۴۹ ـ اگر مأموم غير از تكبيرة الاحرام، چيزهاي ديگر نماز را پيش از امام بگويد اشكال ندارد، ولي اگر آنها را بشنود يا بداند امام چه وقت ميگويد، احتياط مستحب آن است كه پيش از امام نگويد.
مسأله ۱۴۵۰ ـ مأموم بايد غير از آنچه در نماز خوانده مي‌شود، كارهاي ديگر آن مانند ركوع و سجود را با امام، يا كمي بعد از امام بجا آورد، و اگر عمداً پيش از امام يا مدتي بعد از امام به نحوي كه متابعت صدق نكند انجام دهد، جماعتش باطل مي‌شود، ولي اگر به وظيفه منفرد عمل نمايد نمازش صحيح است به تفصيلي كه در مسأله (۱۴۰۳) گذشت.
مسأله ۱۴۵۱ ـ اگر سهواً پيش از امام سر از ركوع بردارد چنانچه امام در ركوع باشد، بايد ـ بنا بر احتياط ـ به ركوع برگردد و با امام سر بردارد، و در اين صورت زياد شدن ركوع كه ركن است نماز را باطل نمي‌كند، و اگر عمداً برنگردد جماعتش ـ بنا بر احتياط ـ باطل مي‌شود، ولي نمازش صحيح است به تفصيلي كه در مسأله (۱۴۰۳) گذشت، ولي اگر به ركوع برگردد و پيش از آنكه به ركوع امام برسد، امام سر بردارد، نمازش ـ بنا بر احتياط ـ باطل است.
مسأله ۱۴۵۲ ـ اگر اشتباهاً سر بردارد و ببيند امام در سجده است، بايد ـ بنا بر احتياط ـ به سجده برگردد. و چنانچه در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد، براي زياد شدن دو سجده كه ركن است، نماز باطل نميشود.
مسأله ۱۴۵۳ ـ كسي كه اشتباهاً پيش از امام سر از سجده برداشته، هرگاه به سجده برگردد و معلوم شود امام قبلاً سر برداشته است، نمازش صحيح است. ولي اگر در هر دو سجده اين اتفاق بيفتد، نمازش ـ بنا بر احتياط ـ باطل است.
مسأله ۱۴۵۴ ـ اگر اشتباهاً سر از ركوع يا سجده بردارد و سهواً يا به خيال اينكه به امام نميرسد، به ركوع يا سجده نرود، جماعت و نمازش صحيح است.
مسأله ۱۴۵۵ ـ اگر سر از سجده بردارد و ببيند امام در سجده است، چنانچه به خيال اينكه سجده اوّل امام است، به قصد اينكه با امام سجده كند، به سجده رود و بفهمد سجده دوّم امام بوده، سجده دوّم او حساب مي‌شود، و اگر به خيال اينكه سجده دوّم امام است، به سجده رود و بفهمد سجده اوّل امام بوده، بايد به قصد اينكه با امام سجده كند تمام كند، و دوباره با امام به سجده رود. و در هر صورت بهتر آن است كه نماز را با جماعت تمام كند و دوباره بخواند.
مسأله ۱۴۵۶ ـ اگر سهواً پيش از امام به ركوع برود چنانچه بتواند پس از آوردن ذكر واجب ركوع برگردد و مقداري از ركوع امام را درك كند بايد ذكر را بياورد و سپس بنا بر احتياط واجب برگردد و احتياط مستحب آن است كه ذكر را در ركوع دوم نيز بگويد. و اگر عمداً برنگردد صحت جماعتش محل اشكال است ولي نمازش صحيح است به تفصيلي كه در مسأله (۱۴۰۳) گذشت. و اگر نتواند در صورت بجا آوردن ذكر واجب برگردد و امام را در ركوع درك كند بايد ذكر را آورده سپس با امام به سجود برود و جماعتش صحيح است.
مسأله ۱۴۵۷ ـ اگر سهواً پيش از امام به سجده برود چنانچه بتواند پس از آوردن ذكر واجب سجده برگردد و همراه با امام به سجده برود، بايد ذكر را بياورد، و سپس بنا بر احتياط واجب برگردد و احتياط مستحب آن است كه ذكر را در سجده دوم - كه براي متابعت از امام آورده - نيز بگويد. و اگر عمداً برنگردد صحت جماعتش محل اشكال است ولي نمازش صحيح است به تفصيلي كه در مسأله (۱۴۰۳) گذشت. و اگر نتواند در صورت بجا آوردن ذكر واجب برگردد و امام را در سجده درك كند بايد ذكر را آورده سپس با امام ادامه دهد و جماعتش صحيح است.
مسأله ۱۴۵۸ ـ اگر امام در ركعتي كه قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بخواند، يا در ركعتي كه تشهّد ندارد اشتباهاً مشغول خواندن تشهّد شود، مأموم نبايد قنوت و تشهّد را بخواند، ولي نمي‌تواند پيش از امام به ركوع رود، يا پيش از ايستادن امام بايستد، بلكه بايد صبر كند تا قنوت و تشهّد امام تمام شود و بقيه نماز را با او بخواند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۸ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۴۷:۰۲ توسط:آمين موضوع:

نماز آيات

مسأله ۱۴۷۰ ـ نماز آيات كه دستور آن بعداً گفته خواهد شد به واسطه سه مورد واجب مي‌شود:اوّل: كسوف (خورشيد گرفتگي).دوّم: خسوف (ماه گرفتگي).و در اين دو مورد هر چند مقدار گرفتگي كم باشد و كسي هم از آن نترسد نماز آيات واجب است.سوّم: زلزله ـ بنا بر احتياط واجب ـ اگرچه كسي هم نترسد.و اما در رعد و برق، و بادهاي سياه و سرخ، و مانند اينها از آيات آسماني در صورتي كه بيشتر مردم بترسند، و همچنين در حوادث زميني مانند فرو رفتن زمين، و افتادن كوه كه موجب ترس اكثر مردم شود ـ بنا بر احتياط مستحب ـ نماز آيات ترك نشود.
مسأله ۱۴۷۱ ـ اگر از چيزهايي كه نماز آيات براي آنها واجب است بيشتر از يكي اتفاق بيفتد، انسان بايد براي هر يك از آنها يك نماز آيات بخواند، مثلاً اگر خورشيد بگيرد، و زلزله هم بشود، بايد دو نماز آيات بخواند.
مسأله ۱۴۷۲ ـ كسي كه قضاي چند نماز آيات بر او واجب است چه همه آنها براي يك چيز بر او واجب شده باشد، مثلاً سه مرتبه خورشيد گرفته و نماز آنها را نخوانده است، چه براي چند چيز باشد، مثلاً براي خورشيد گرفتگي، و ماه گرفتگي، و زلزله، نمازهايي بر او واجب شده باشد، موقعي كه قضاي آنها را ميخواند، لازم نيست معين كند كه براي كدام يك از آنها است.
مسأله ۱۴۷۳ ـ چيزهايي كه نماز آيات براي آنها واجب است، در هر جايي اتفاق بيفتد و احساس شود، فقط مردم همانجا بايد نماز آيات بخوانند، و بر مردم جاهاي ديگر واجب نيست.
مسأله ۱۴۷۴ ـ وقت شروع در نماز آيات براي كسوف و خسوف، موقعي است كه خورشيد يا ماه شروع به گرفتن ميكند، و تا زماني كه به حالت طبيعي برنگشته ادامه دارد (اگرچه بهتر آن است كه به‌قدري تأخير نيندازند كه شروع به باز شدن كند)، ولي تمام كردن نماز آيات را مي‌توان تا بعد از باز شدن خورشيد، يا ماه تأخير انداخت.
مسأله ۱۴۷۵ ـ اگر خواندن نماز آيات را به ‌قدري تأخير بيندازد كه خورشيد يا ماه شروع به باز شدن كند، نيت ادا مانعي ندارد، ولي بعد از باز شدن تمام آن، نماز قضا مي‌شود.
مسأله ۱۴۷۶ ـ اگر مدت گرفتن خورشيد يا ماه، به‌اندازه خواندن يك ركعت نماز يا كمتر باشد، نمازي كه ميخواند ادا است، و همچنين است اگر مدت گرفتن آنها بيشتر باشد. ولي انسان نماز را نخواند تا به‌اندازه خواندن يك ركعت يا كمتر به آخر وقت آن مانده باشد، در اين صورت نماز آيات واجب و اداء است.
مسأله ۱۴۷۷ ـ موقعي كه رعد و برق و مانند اينها اتفاق ميافتد، و بخواهد احتياط كند اگر وقتشان وسعت داشته باشد لازم نيست نماز آيات را فوراً بخواند، و در غير اين صورت مانند زلزله بايد فوراً آن را بخواند به نحوي كه در نظر مردم تأخير محسوب نشود، و اگر تأخير كرد احتياط مستحب آن است كه بعداً بدون نيت ادا و قضا بخواند.
مسأله ۱۴۷۸ ـ اگر گرفتن خورشيد يا ماه را نداند، و بعد از باز شدن بفهمد كه تمام آن گرفته بوده، بايد قضاي نماز آيات را بخواند، ولي اگر بفهمد مقداري از آن گرفته بوده، قضا بر او واجب نيست.
مسأله ۱۴۷۹ ـ اگر عدّه‌اي بگويند كه خورشيد يا ماه گرفته است، چنانچه انسان از گفته آنان يقين يا اطمينان شخصي پيدا نكند و نماز آيات نخواند و بعد معلوم شود راست گفته‌اند، در صورتي كه تمام خورشيد يا ماه گرفته باشد، بايد نماز آيات را بخواند، ولي اگر مقداري از آن گرفته باشد، خواندن نماز آيات بر او واجب نيست. و همچنين است اگر دو نفر كه عادل بودن آنان معلوم نيست بگويند خورشيد يا ماه گرفته، بعد معلوم شود كه عادل بوده‌اند.
مسأله ۱۴۸۰ ـ اگر انسان به گفته كساني كه از روي قاعده علمي وقت گرفتن خورشيد و ماه را ميدانند اطمينان پيدا كند كه خورشيد يا ماه گرفته، بايد نماز آيات را بخواند. و نيز اگر بگويند فلان وقت خورشيد يا ماه ميگيرد، و فلان مقدار طول ميكشد و انسان به گفته آنان اطمينان پيدا كند، بايد به حرف آنان عمل نمايد.
مسأله ۱۴۸۱ ـ اگر بفهمد نماز آياتي كه براي خورشيد گرفتگي، يا ماه گرفتگي خوانده باطل بوده است، بايد دوباره بخواند، و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
مسأله ۱۴۸۲ ـ اگر در وقت نماز يوميه نماز آيات هم بر انسان واجب شود، چنانچه براي هر دو نماز وقت دارد، هركدام را اوّل بخواند اشكال ندارد، و اگر وقت يكي از آن دو تنگ باشد، بايد اوّل آن را بخواند، و اگر وقت هر دو تنگ باشد، بايد اوّل نماز يوميه را بخواند.
مسأله ۱۴۸۳ ـ اگر در بين نماز يوميه بفهمد كه وقت نماز آيات تنگ است، چنانچه وقت نماز يوميه هم تنگ باشد، بايد آن را تمام كند بعد نماز آيات را بخواند، و اگر وقت نماز يوميه تنگ نباشد، آن را بشكند و اوّل نماز آيات، و بعد نماز يوميه را بجا آورد.
مسأله ۱۴۸۴ ـ اگر در بين نماز آيات بفهمد كه وقت نماز يوميه تنگ است، بايد نماز آيات را رها كند و مشغول نماز يوميه شود، و بعد از آنكه نماز را تمام كرد پيش از انجام كاري كه نماز را به هم بزند، بقيه نماز آيات را از همانجا كه رها كرده بخواند.
مسأله ۱۴۸۵ ـ اگر زن در حال حيض يا نفاس باشد و خورشيد يا ماه گرفتگي شود، يا زلزله اتفاق بيفتد، نماز آيات بر او واجب نيست و قضا هم ندارد.

 

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۸ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۳۷:۲۱ توسط:آمين موضوع:

نماز مؤدبانه - نكته‌هاي ناب استاد پناهيان

شرط اين‌كه نماز به آدم ادب بده اينه كه آدم بپذيرتش - جهاد با نفس.شرط اين كه نماز به آدم ادب بده اينه كه آدم بپذيرتش. حال نداشتي بلند شو وايسا محكم نمازتو بخون. ديدي وضو رو داري تند تند مي گيري؛ بگو صبر كن.آرام وضوتو بگير. از اول با خودت لج كن. اين رو بهش ميگن جهاد با نفس. جهاد با نفس براي عبادت مثل نماز چقدر شيرين خواهد بود. جهاد با نفس نمي كنه براي نماز؛ با خودش در نمي افته؛ كلنجار نميره؛ اونوقت مي گه خدا امام زمان ما رو به ما برگردون! خوب "آقا" كه بياد تو بايد بري جهاد. تو دو دقيقه وقت براي خدا براي نماز نميدي؛ مي خواي بري پاي ركاب حضرت جون بدي براي خدا؟!


تا من و تو وقت نديم براي نماز معلوم نيست آقامون بياد. كسي كه نماز خود را سبك شمارد به شفاعت من نمي رسدرسول خداكسي كه نماز خود را سبك شمارد به شفاعت من نمي رسد رسول خداالبته آدم آقا رو ببينه انقد آدم ميشه كه هم جون مي‌ده و هم وقت مي‌ده براي نماز. ولي تا من و تو وقت نديم براي نماز، -وقت دادن براي نماز عين جون دادنه؟- تا من و تو وقت نديم براي نماز معلوم نيست آقامون بياد. آقا منتظر نيست همۀ اهل عالم خوب شوند. فرمود شيعيان من گناه نكنند من زودتر ميام. شما خوب بشيد. آقا كه منتظر نيستند اهل عالم خوب بشوند.


نماز مؤدبانه تو را به بصيرت مي رساند. كسي كه نماز را اول وقت بخواند و به مقامات عاليه نرسد مرا لعن كندآيت الحق سيد علي آقاي قاضي طباطباييكسي كه نماز را اول وقت بخواند و به مقامات عاليه نرسد مرا لعن كند آيت الحق سيد علي آقاي قاضي طباطبايي نماز مؤدبانه تورو تكبرتو مقابل خدا خورد مي‌كند. و كبريايي خدارو به تلقين مي‌كند. و كبرياي خدا رو به تو تحميل مي‌كند. و سايۀ زيبا و پرنور عظمت الهي رو بر قلب شما مسلط خواهد كرد. عظمت خدا كه آمد پاكي و طهارت درون مي‌آيد. عشق خدا مي‌آيد. معرفت به خدا مي‌آيد. و دنيا همه‌چيزش برا آدم عوض مي‌شه. اگر ديدي هزارتا ديوار جلوي چشمت هست؛ اونور ديوارها رو ديدي تعجب نكن! كسي كه به بصيرت رسيد؛ دنيا برايش حجاب نخواهد بود.

 

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۱ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۲۰:۲۹ توسط:آمين موضوع:

اعمال و وقابع ماه ربيع الثاني

ماه ربيع الثاني(ربيع الآخر) چهارمين ماه از ماه هاي قمري است. در روايات اسلامي و كتب دعا، اعمال زيادي براي اين ماه ذكر نشده است. در اينجا به نمونه هايي از آداب و حوادث مهم اين ماه اشاره مي كنيم.
روز اول:از مهم ترين اعمال ماه ربيع الثاني؛ چنانچه در تمام ماه هاي قمري در كتاب هاي دعا ذكر شده است؛ دعا و نماز در اول ماه است. هم چنين؛ در ايـن روز بـخـوانـد دعـايـي را كـه سـيـد بـن طـاووس نقل فرموده: «اللهم انت اله كل شي...»
روز چهارم:تولد حضرت عبدالعظيم حسني، در سال 173 هجري قمري.
يكي از چهره هاي شاخص اصحاب ائمه عليهم السلام، حضرت عبدالعظيم حسني است كه در شمار اصحاب امام رضا، امام جواد و امام هادي عليهم السلام بوده و مورد تمجيد فراوان قرار گرفته است. حضرت عبدالعظيم از نوادگان امام حسن مجتبي بود كه در شهر مدينه به دنيا آمد. ايشان فردي پرهيزگار و انديشمند كه بعد از ائمه بزرگوار هم عصر خويش به طور مستقيم، نقل حديث كرده است. ايشان در زمان امامت امام هادي عليه السلام به پيشنهاد آن حضرت براي هدايت مردم به ايران مهاجرت كرد و در شهر ري در نزديكي تهران كنوني مسكن گزيد. آمدن حضرت عبدالعظيم به ري هم نشانه وجود تشيع در اين شهر بوده و هم خود زمينه اي براي رشد دعوت شيعي شده است حضرت عبدالعظيم حسني احتمالا در حدود سال 250 هجري به درجه رفيع شهادت نايل شد.
روز هفتم:منع شياطين از رفتن به آسمان بالاتر با پرتاب شهاب سنگ هاي آتشين توسط ملائكه، 20 روز پس از ولادت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم.
روز هشتم:در اين روز در سال 232 هجري قمري ولادت امام حسن عسكري عـليـه السـلام در شهر سامرا بوده واقـع شـده است. نـام والده آن جـنـاب را «حـديـث» و بـعـضـي «سـليـل» گـفـتـه اند و آن معظمه در نهايت عفت و صلاح و ورع و تقوي و از عارفات صـالحات و مفزع شيعه بوده است. علامه مجلسي رحمه الله در زاد المعاد فرموده و شـيـخ مـفـيـد نـيـز نقل كرده اسـت كـه در روز دهـم مـاه ربـيـع الثـانـي سـال 232 هجري قمري، حضرت امام حسن عسكري عليه السلام متولد شـده اسـت.
روز دهم:وفات كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها در سال201 هجري قمري.
حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها، خواهر گرامي امام رضا(عليه السلام) در سال 173 ق. در مدينه به دنيا آمد. ايشان بانويي سخنور، معلمي توانا و در زهد و تقوا برجسته بود، حضرت معصومه (س) يك سال پس از ورود برادرش به خراسان به قصد ديدار وي از مدينه به سمت خراسان حركت كرد، اما پس از حوادثي كه در شهر ساوه براي آن حضرت پيش آمد، بيمار شد. اين بانوي مكرمه و مجلله چون، در شرافت و فضيلت شهر قم احاديثي را از پدران خود شنيده بود، عزم اين شهر كرد و پس از هفده روز توقف در قم، به ملكوت اعلي پيوست آن حضرت در قم مدفون است و آرامگاه با شكوه دختر امام موسي كاظم در قم، محفل و زيارتگاه مردم و دانشمندان با فضيلت است همچنين حوزه مهم علمي و ديني قم در كنار حرم ايشان شكل گرفته است.
روز سيزدهم:شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بنا به روايتي؛ به روايت مرحوم ابن شهر آشوب در مناقب، شهادت فاطمه زهرا(س) در اين روز بوده است.[1] در سال يازدهم هجرت هفتاد و پنج روز كه از رحلت پيامبر بزرگ اسلام گذشته بود، حادثه دردناك و غم انگيز شهادت صديقه طاهره فاطمه زهرا(س) در مدينه منوره به وقوع پيوست.
بسياري از علما و مورخان اسلام آن را پذيرفته اند همانند شيخ كليني و شيخ مفيد و سيد هاشم بحريني و... چه بسا مستند آنان روايتي است كه ابوعبيده از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود: همانا بعد از رحلت رسول خدا-فاطمه(س)- هفتاد و پنج روز بيشتر زندگي نكرد، در اين مدت اندوه بسيار او را فرا گرفته بود جبرئيل بر او نازل مي گشت و به او تسليت مي گفت و روان او را آرامش مي داد و از چگونگي حال پيامبر در عالم آخرت آگاهش مي نمود و اخبار و حوادث آينده را نسبت به فرزندانش مطرح مي كرد، كه حضرت علي عليه السلام آنها را مي نوشت. بعضي شهادت آن حضرت را نود و پنج روز بعد از رحلت پيامبر دانسته اند.
روز چهاردهم:قيام مختار بن ابي عبيده ثقفي به خونخواهي شهداي كربلا در كوفه سال66 هجري قمري. برخي از مورخان آغاز قيام او را چهاردهم ربيع الاوّل ذكر كرده اند.
پس از شهادت امام حسين عليه السلام و قيام توابين، نفرتي عميق از بني اميه در ميان مسلمين ايجاد شد. به دنبال شكست قيام توابين، باقي مانده آن ها به گرد مختار بن ابو عبيده ثقفي جمع شدند. مختار به داعيه خون خواهي امام حسين عليه السلام و دعوت به محمد حنفيه برادر آن حضرت، در كوفه قيام كرد و آن شهر را تصرف نمود مختار قاتلان و كساني را كه در شهادت امام حسين عليه السلام نقش داشتند به قتل رساند و انتقام اهل بيت را از اشقياي زمان گرفت. مختار ثقفي حدود يك سال بر كوفه حكومت كرد. اما از سپاهيان مصعب به زبير شكست خورد و كشته شد.

 

 

براي مطالعه ي ادامه مطلب كليك كنيد


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۱ آذر ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۱۷:۰۸ توسط:آمين موضوع: